
گلستان معرفت
حدیث نبوی
به همديگر حسد نورزيد. در فروختن اشيا با بالا بردن قيمت يكديگر را گول نزنيد. كينة يكديگر را به دل نگيريد. از يكديگر رويگردان نباشيد. قبل از اتمام معاملة ديگران، در آن معامله دخالت نكنيد. بندة خدا و برادر همديگر باشيد. مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نميكند، خوار و رسوايش نميسازد، به او دروغ نميبندد و تحقيرش نميكند. (صحيح مسلم)ابوهريره رضياللهعنه ميفرمايد: محبوب من پيامبر صليالله عليه و سلم من را به سه چيز سفارش نموده است كه تا زمان مرگ آنها را ترك نميكنم: 1ـ روزة سه روز در هر ماه، 2ـ خواندن نماز چاشت (
صلاة الضحي)، 3ـ خواند نماز وتر قبل از خوابيدن. (بخاري و مسلم)
پهلوان حقيقي
«ليس الشديد بالصرعة انما الشديد يملك نفسه عند الغضب».
(بهارستان و رسايل جامي، ص:320)
سخني پرحكمت
از امالمومنين عايشه رضياللهعنها در مورد زلزله سؤال شد، در جواب فرمود: هنگامي كه زنا و شرابخواري و استفاده از آلات موسيقي زياد شود، غيرت خدا به جوش ميآيد و به زمين دستور ميدهد كه بلرزد تا مردم توبه كنند و اگر توبه نكردند خانههايشان را بر سرشان ويران نمايد.
(گزيدة گزيدهها، ص: 93)
سه حسرت
حسن بصري گفت: جان فرزندم! آدم از دنيا مفارقت نكند الا به سه حسرت: يكي از آنكه سير نشده بود از جمع كردن؛ دوم آنكه درنيافته بود آنچه اميد داشته بود؛ سوم آنكه زادي نساخته بود چنان راهي را.
(تذكرة الاولياء عطار نيشابوري، ص: 45)
سه چيز محبت ميآورد
سه چيز محبت تو را در دل برادرت مياندازد: 1ـ در سلام كردن بر او پيشي بگيري، 2ـ در هر مجلس جاي نشستن را برايش فراخ نمايي 3ـ با زيباترين اسمي كه دوست دارد، او را صدا كني.
(گزيدة گزيدهها، ص: 145)
چهار صفت خوب اما براي چهار گروه خوبتر
از يكي از حكيمان روايت است كه گفت: «چهار صفت خوب هستند و ليكن آن چهار صفت براي چهار گروه بهتر است:
حيا و شرم براي مردان خوب و پسنديده است، و ليكن حيا و شرم براي زنان خوبتر و پسنديدهتر است.
عدل و دادگري براي همه كس خوب است، و ليكن عدل و دادگري براي اميران و حاكمان خوبتر است.
توبه براي پيران خوب و پسنديده است، و ليكن توبه براي جوانان خوبتر و پسنديدهتر است.
كرم و گشادهدستي براي توانگران خوب است، و ليكن كرم و گشادهدستي براي فقيران و بهتر و زيباتر است».
(المنبهات، ص: 52)
ورع امراء
روزي اميرالمؤمنين عمر رضياللهعنه قطعهاي برنز را در دست پسر كوچكش ديد، از او پرسيد: اين برنز را چه كسي به تو داده است؟ در جواب گفت: پدر، خزانهدار بيتالمال به من داد. اميرالمؤمنين با پسرش نزد خزانهدار اموال بيتالمال رفت و گفت: چه كسي به تو گفته است اين قطعه برنز را به پسر عمر بدهي؟ گفت: اميرالمؤمنين خزانه را بررسي كردم تمام موجودي آن طلا و نقره بود، فقط اين قطعه برنز را يافتم به پسر تو دادم. عمر كه از غيظ و غضب صورتش سرخ و برافروخته شده بود، گفت: مادرت به سوگت بنشيند، خانه تمام مسلمانان را گشتي، بجز خانه عمر، خانهاي نيافتي كه حرام بخورند. اين سكه برنز را بگير و بر جاي خود بگذار كه مال مسلمانان است.
(أنيس المؤمنين، ص: 84)
ورع امراء
در صدر اسلام گاهي زنها نيز همراه مردان در جنگ شركت ميكردند تا به خدمات جانبي مثل طبخ غذا، مداواي مجروحين و … بپردازند. صفيه رضياللهعنها نيز در جنگ احد همراه سپاه اسلام به ميدان نبرد شتافت و چون ديگر زنان مشغول مداواي مجروحين بود كه آثار شكست بر سپاه اسلام هويدا شد. وقتي صفيه سپاه مسلمين را ديد كه عقبنشيني ميكند، نيزة خود را برداشت و مانع مجاهديني شد كه از ميدان نبرد عقب مينشستند و با زدن به سر و صورت سربازان اسلام آنها را به ميدان نبرد برميگرداند. رسول خدا صليالله عليه وسلم متوجه بيتابي او گرديد و زبير رضياللهعنه را نزد او فرستاد تا او را تسكين دهد و كاري كند كه مادرش پيكر مثله شدة سيدالشهدا حضرت حمزه را نبيند. ولي صفيه رضياللهعنها خطاب به فرزندش گفت: اي پسركم! شنيدهام كه جسد برادرم را مثله كردهاند! برادرم در راه خدا مثله شد و بايد به آنچه در راه خدا بر سرمان ميآيد راضي باشيم. زبير با شنيدن اين سخن مادر به قوة ايماني و شهامت خداپسندانة او پي برد و با كمال اطمينان او را به حال خود گذاشت. آن بزرگ بانوي مسلمان رفت تا جسد تكهتكه شدة برادرش را نظاره كند! او با شهامت تمام به سينة پاره شده و جگر تكه تكة سيدالشهدا حمزه مينگريست و به جاي به سر و صورت زدن و گريبان دريدن، چنين ميگفت: صبر پيشه ميكنم و به مشيت خداوند راضيام! خداوند تو را بيامرزد اي ابوعماره!(زنان صحابه، ص: 24)